تبليغاتX
گیلاس آبی - حلقه

گیلاس آبی

ستاره چشمات

دخترک خنده کنان گفت که چیست

راز این حلقه ی زر

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین تنگ گرفته است به بر

 

راز این حلقه که در چهره ی او

این همه تابش و رخشندگی است

مرد حیران شد و گفت:

حلقه ی خوشبختی ست..

حلقه ی زندگی است

 

همه گفتند مبارک باشد

دخترک گفت دریغا که مرا

باز در معنی آن شک باشد

سال ها رفت و شبی

 

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر

دید در نقش فروزنده ی او

روز هایی که به امید وفای شوهر

به هدر رفته.هدر!!!

 

زن پریشان شد و نالید که وای

وای.این حلقه که در چهره ی او

باز هم تابش و رخشندگی است

حلقه ی بردگی و بندگی است!!!

 

 

 

فروغ فرخزاد

+نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت15:44توسط صبا | |